خورشید خانم خونه ما ؛  پارمیس

خورشید خانم خونه ما ؛ پارمیس جان تا این لحظه 11 سال و 7 ماه و 20 روز سن دارد

جشن شکوفه ها

سلام گل همیشه بهارم

سلام عمرم، جونم ، نفسم...

مامانی رو ببخش یک هفته است میخوام عکسهای جشن شکوفه هاتو واست بذارم ولی هم خیلی با کمبود وقت مواجه ام! هم اینترنت یاری نمیکرد و عکسها آپلود نمیشدن! آخر هم نشد که چند تا عکسی که خیلی دوستشون دارم رو آپلود کنم ولی هروقت تونستم به این پست اضافشون میکنم.

 

صبح روز دوشنبه 31 شهریور از زیر قرآن ردت کردم و صدقه گذاشتم ، تا به امید خدا واسه ی اولین بار به دبستان بری.

با کلی ذوق و هیجان رسیدیم به مدرسه و معاونتون بردت تا بری توی صف. مادرها پشت در حیاط اولی بودن. من همراهت تا اون یکی حیاط اومدم و ازت یه عکس تو صف گرفتم.

بعد اومدم پیش مادرهای دیگه و از پشت شیشه نگات میکردم که اومدید توی سالن و روی صندلیهاتون نشستید تا برنامه هاشون شروع بشه. حسابی سرحال بودی و با دوستای پیش دبستانیت مشغول حرف زدن....

ناخوداگاه اشک از چشمام سرازیر شد......

که کلی بقیه بهم خندیدن!!

بعدش ما هم اومدیم داخل و برنامه ی نمایش (درضمن واسه ی نمایشهای عروسکی بچه ها و مربیهای کانون پرورش فکری اومده بودن که خیلی از دیدنشون خوشحال شدی. حتی نمایش اول با اینکه همه لباس عروسکی پوشیده بودن ولی از صداشون شناختی و میخواستی بری بغلشون کنی!!) و سرود و دادن هدیه و گل و پذیرایی کیک که تموم شد همه ی بچه ها رفتن روی کاغذ دورتا دور سالن نقاشی کشیدند

و بعد هم ماجرای گم شدن پارسا و گرفته شدن حال ما دوتا و ......

پارسا رو که پیدا کردیم واسه ی اینکه حال و هوات عوض بشه گفتم بریم چندتا عکس ازت بگیرم که البته باز هم خیلی حوصله نداشتی! درضمن دیگه از بادکنکها و گلهای تزیینی هم خبری نبود و بچه ها همه رو از سقف و در و دیوار کنده بودن!! خخخخخخ

 

باز هم واست آرزوی موفقیت میکنم عزیزم همراه با سلامتی و شادی همیشگی

 

پیش آرامش چشمات ، زندگی یه جور دیگه است

منم و قشنگیهای حس یک عشق مقدس


تاریخ : 07 مهر 1393 - 00:15 | توسط : مامان پارمیس و پارسا | بازدید : 1100 | موضوع : وبلاگ | 29 نظر

نظر شما

نام
ایمیل
وب سایت / وبلاگ
پیغام
(بعد از تائید منتشر خواهد شد)